های ای ساکت آرام که این دور و بری
ای که در عیش من وکشته شدن غوطه وری
امشب انگار دلم عکس تو را می بیند
مثل تصویر مداوم به نظر می گذری
شاید امشب مه کامل شده باشی شاید
آخر ای ماه تو هم مثل رخش دورتری
کوچه را سایه زیبای شما پر کردند
راستی حال شما ها چه خبر خوبتری
نکند پشت ترافیک شلوغی هستم
یا فرستاده مرا این طرفا دوره گری
ولی انگار تورا مثل خودم حس کردم
آره اینجای همین جای همین دور و بری
صبر کن این طپش قلب تو یا قلب من است
مدتی هست که در قلب بدم بی اثری
ای که از فاصله هرشب تو مرا می پایی
شب شود اینجا به کندی سپری
می توانم که قسم خورده که در قطب شما
نیست از ما به خدا سایه حتی خبری
بی تو اینجا غلط قافیه را حس کردم
آخ ای ساکت آرام که این دورو بری

+ نوشته شده در شنبه هجدهم دی 1389ساعت 9:59  توسط شیفته
|
دوام بیشتر شارژ باطری موبایل :
اگر شارژ باطری گوشی شما هم مثل مال من خیلی زود تمام می شود باید بدانید كه دلیلش این است كه لابد آن را نزدیك به بدن خودتان نگه می دارید. چرا كه بدن انسان 37 درجه سانتیگراد حرارت دارد و همین دما كافی است كه باعث تخلیه سریع باطری موبایل شود. بنابراین بهتر است به جای قرار دادن گوشی در جیب، آن را درون كیف بگذارید یا از نگه دارنده های كمری استفاده كنید تا با بدن فاصله ای داشته باشد. از همین روش برای مواقع اورژانسی هم می توانید استفاده كنید. تصور كنید كه به یك شهر دیگر رفته اید اما شارژر را فراموش كرده اید تا بهمراه ببرید. برای اینكه باطری كمتری از دست بدهید شب گوشی را خاموش كنید و آن را درون یخچال قرار دهید. این كار باعث می شود تا مصرف باطری به حداقل ممكن برسد.
وقتی گوشی در آب می افتد :
این بلا ممكن است سر هر كسی بیاید. چنانچه گوشی شما در آب سقوط كرد یا اینكه در هر جای خیس یا مرطوب دیگری افتاد یا حتی اگر یک دوش حسابی هم گرفت برای شروع عملیات نجات آن قبل از هر چیز ، در ابتدا باطری آن را خارج كنید. سپس آن را به آرامی با یك حوله خشك كنید. مرحله بعد این است كه گوشی را درون یك ظرف پر از برنج خام و خشك قرار دهید. برنج یكی از بهترین جذب كننده های رطوبت است. كافی است گوشی شما یكی دو روز درون برنج ها مدفون باشد تا تمام رطوبت آن خارج شود. جالب است بدانید پس از اینکه گوشی شما طی زمان ذكر شده در داخل ظرف برنج استراحت كرد، پس از رطوبت زدایی كامل مثل روز اول كار می كند و بدون هیچ مشکلی قابل استفاده میگردد. البته شاید این راهكار كمی عجیب بنظر برسد ولی كاملا كاربردی و قابل انجام است.
ریموت كنترل دزدگیر اتومبیل :
اگر كنترل دزدگیر ماشین دارای برد كوتاهی است یك راه حل ساده وجود دارد. قسمت فلزی كلید ماشین را به زیر چانه پچسبانید و دكمه ریموت را فشار دهید. در باز می شود! این كار باعث می شود كه سر شما به عنوان یك آنتن رادیویی عمل كرده و برد كنترل افزایش پیدا كند!
كارتریج پرینتر خشك شده :
دقیقه 90 است و شما در حال پرینت یك فایل مهم هستید. ناگهان در میان كار، كارتریج پرینتر تمام می شود. به نظر شما در این هنگام چه باید كرد؟
كارتریج را دربیاورید و آن را سه دقیقه زیر سشوار گرم قرار دهید. كارتریج را در حالی كه هنوز گرم است درون پرینتر قرار دهید. خواهید دید كه می توانید كار پرینت را با اطمینان ادامه دهید. حرارت سشوار باعث گرم شدن و روان شدن جوهر غلیظ انتهای كارتریج می شود و به آن اجازه می دهد تا از سوراخ های ریز كارتریج خارج شود.
بعد از اتمام مكالمه تلفن همراه را قطع کنید :
در بعضی مواقع مخابرات محترم همراه اول! دست به کارهای عجیبی برای پول درآوردن از مشترکین خیلی محترم! میزند یکی از کارهای خارقالعادهاش که زمان زیادی را برای طرح این ایده زیرکانه صرف کرده قطع نشدن تلفن همراه بصورت خودکار است. فرض کنید شما با تلفن همراهتان به تلفن ثابت دوستتان زنگ میزنید و صحبت هایتان را كرده و خداحافظی میکنید و تلفن را بدون قطع کردن در جیبتان میگذارید چون میدانید که به تلفن ثابت زنگ زدهاید و تلفنهای ثابت چه بیسیم باشند و چه غیر بیسیم پس از اتمام مكالمه حتما باید قطع شود پس خیالتان راحت است كه احتمال وصل ماندن آن چیز محالی است. ولی مدتی است که قضیه كمی تا قسمتی تغییر کرده و مخابرات عزیز با استفاده از این نقطه ضعف مشترکان تلفن را قطع نمیکند تا زمانی که خود شخص تماس گیرنده آنرا قطع نماید. پس توجه داشته باشید كه بعد از تماس و اتمام مكالمه، تلفن همراه خود را حتما قطع کنید.!
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 9:5  توسط شیفته
|
لحظه هاي تنهايي رو با نبودنت پر ميكنم
ولي
كاشكي خودت بودي
كه بخواي اين لحظه هارو پر كني.......
+ نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 10:13  توسط شیفته
|
"... و تو آموختی که آنچه دو روح خويشاوند را، درغربت اين آسمان و زمينِ بی درد، دردمند مي دارد ونيازمند بي تاب يکديگر مي سازد، دوست داشتن است و من در نگاه تو، ای خويشاوند بزرگ من، ای که در سيمايت هراس غربت پيدا بود و در ارتعاش پراضطراب سخنت، شوق فرار پديدار! ديدم که تو تبعيدی اين زمينی ...و اکنون تو با مرگ رفته ای و من، اينجا، تنها به اين اميد دم مي زنم که با هر نفس، گامی به تو نزديکتر مي شوم و...اين زندگی من است ."
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 9:3  توسط شیفته
|
شمع بود، اما کوچک بود. نور هم داشت اما کم بود. شمعی که کوچک بود و کم، برای سوختن پروانه بس بود. مردم گفتند: شمع عشق است و پروانه عاشق. و زمین پر از شمع و پروانه شد. پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.
خدا گفت: شمعی باید دور، شمعی که نسوزد، شمعی که بماند. پروانه ای که به شمع نزدیک می سوزد، عاشق نیست.
شب بود، خدا شمع روشن کرد. شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود. شمع خدا پروانه می خواست. لیلی، پروانه اش شد.
بال پروانه های کوچک زود می سوزد، زیرا شمع ها، زیادی نزدیکند. بال لیلی هرگز نمی سوزد. لیلی پروانه شمع خداست. شمع خدا ماه است. ماه روشن است، اما نمی سوزاند.
لیلی تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصد.

+ نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت 14:39  توسط شیفته
|
جلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر
ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر
رودها با یکدگر پیوست کمکم سیل شد
موج مى زد سیل مردم مثل دریا در غدیر
هدیه جبریل بود � الیوم اکملت لکم �
وحى آمد در مبارک باد مولى در غدیر
با وجود فیض � اتممت علیکم نعمتى �
از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر
بر سر دست نبى هر کس على را دید گفت
آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر
بر لبش گل واژه � من کنت مولا � تا نشست
گلبن پاک ولایت شد شکوفا در غدیر
� برکه خورشید � در تاریخ نامى آشناست
شیعه جوشیده ست از آن تاریخ آنجا در غدیر
گر چه در آن لحظه شیرین کسى باور نداشت
مى توان انکار دریا کرد حتى در غدیر
باغبان وحى مى دانست از روز نخست
عمر کوتاهىست در لبخند گل ها در غدیر
دیده ها در حسرت یک قطره از آن چشمه ماند
این زلال معرفت خشکید آیا در غدیر ؟
دل درون سینه ها در تاب و تب بود اى دریغ
کس نمى داند چه حالى داشت زهرا در غدیر
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 10:57  توسط شیفته
|